fixation
fixation
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
خیرهشدگی او به صفحهنمایش آنقدر شدید بود که متوجه ورود من نشد.
His fixation on the screen was so intense, he didn't notice me enter.
سخنران متوجه خیرهشدگی جمعی از مخاطبان به خودش شد.
The speaker noticed a collective fixation on him from the audience.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «خیرهشدگی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/خیرهشدگی